در مورد مادران شاغل  با مادران موفق نیز مواجه هستیم. در این جا كیفیت مادری مطرح می شود. آموزش كوكان در سنین پایین تر می تواند بازدهی بیشتری نسبت به سنین بالاتر داشته باشد. مادر می توانند از سنین پیش دبستانی به آموزش مهارت های زندگی بپردازد و با استقلال كودك، احساس گناه ناشی از عدم حضور خود را كاهش دهد در این شكل از آموزش می توان مسئولیت ها را در قالب بازی به كودكان سپرد. برای مثال از كودك بخواهیم تا گردگیری كند، در آماده كردن غذا كمك كند و … كودكانی كه در دوره پیش دبستانی مهارت های زندگی را در قالب بازی آموخته اند در دوران مدرسه بر اساس نیاز خود آن مهارت ها را به كار می برند. ما می توانیم استقلال این كودكان را علاوه بر حل مشكلات روزمره در امور مدرسه نیز ببینیم. در مورد اخیر پدر و مادر پس از برگشت به خانه در جایگاه راهنما قرار می گیرند و لازم نیست بار كمك به حل تكالیف را به دوش بكشند. چنین آموزشی گرچه به كندی اثر می گذارد ولی نتایج عمیقی را از لحاظ موفقیت تحصیلی و سایر موقعیت های زندگی كودك بر جا می گذارد. اگر از كودكی چنین آموزش هایی لحاظ شده باشد، در دوران نوجوانی مادر به علت همكاری بچه ها در انجام كارهای منزل دارای آرامش بیشتری بوده و او فرصت پیدا می كند كه ارتباط بیشتری با بچه ها داشته باشد.

 

 حتی مادرانی كه نسبت به تغذیه كودك بیش از اندازه توجه داشته و وقت صرف می كنند، می توانند گاهی با فراهم كردن غذاهای ساده تر فرصت بازی كردن با فرزندانشان را ایجاد كنند. كمك و حمایت اطرافیان به مادران و كاهش شكایت های آنها از خستگی روانی و جسمانی اثرات مثبتی را در منزل به دنبال خواهد داشت و در نهایت فرزندان چنین مادرانی در سنین بالاتر نه تنها از شاغل بودن مادر احساس نارضایتی نمی کنند  بلكه از جایگاه اجتماعی مادر احساس غرور و رضایت دارند.

http://www.koodakeman.com/Default.aspx